بازاریابی دهانبهدهان: قویترین تبلیغ، که نمیشود خریدش ولی میشود پرورشش داد
توصیهی یک دوست از هر تبلیغی قانعکنندهتر است. بازاریابی دهانبهدهان را نمیشود مستقیم خرید، ولی میشود شرایطی ساخت که مشتریها خودشان شما را معرفی کنند.
وقتی دوستی میگوید «این رستوران را امتحان کن، عالی است»، احتمالاً بیشتر از هر تبلیغی اثر دارد. دلیلش ساده است: به دوستمان اعتماد داریم و میدانیم از معرفی سودی نمیبرد.
تجربهی فراتر از انتظار
مردم دربارهی تجربهی «معمولی» حرف نمیزنند؛ دربارهی تجربهای حرف میزنند که از انتظارشان فراتر رفته یا به شدت ناامیدشان کرده است. کسبوکاری که میخواهد دربارهاش حرف زده شود، باید دستکم در یک جنبه غافلگیرکننده باشد: کیفیت، رفتار، بستهبندی، سرعت یا توجه به جزئیات.
دلیلی برای حرف زدن
چیزی که ارزش تعریف کردن داشته باشد:
- یک یادداشت دستنویس در بسته؛
- هدیهی کوچک غیرمنتظره؛
- رسیدگی سریع و سخاوتمندانه به یک مشکل؛
- یک ویژگی منحصربهفرد در محصول یا فضا.
آسان کردن معرفی
معرفی را برای مشتری آسان کنید:
- لینک یا کد معرفی که بشود فرستاد؛
- محتوایی که بشود به اشتراک گذاشت؛
- پیشنهاد ویژه برای دوستانی که معرفی میشوند.
برنامهی معرفی دوستان
برنامهی معرفی (هم معرف و هم دوست معرفیشده سود میبرند) دهانبهدهان را تقویت میکند. شرط موفقیت: پاداش باید واقعی و جذاب باشد، روند ساده باشد، و از همه مهمتر، محصول ارزش معرفی داشته باشد. برنامهی معرفی محصول بد را نجات نمیدهد.
دهانبهدهان منفی
دهانبهدهان دو طرف دارد. مشتری ناراضی هم حرف میزند، و اغلب بیشتر. رسیدگی سریع و منصفانه به شکایتها، گاهی مشتری ناراضی را به مدافع برند تبدیل میکند. کسی که مشکلش خوب حل شده، اغلب از کسی که هیچ مشکلی نداشته وفادارتر است.
تبلیغ، شروع گفتگو
تبلیغ و دهانبهدهان رقیب نیستند. تبلیغ اولین مشتریها را میآورد؛ اگر تجربهشان خوب باشد، دهانبهدهان بقیه را میآورد. تبلیغ در یک پیج محلی ممکن است ده مشتری بیاورد که هر کدام دو سه نفر دیگر را معرفی کنند.
جمعبندی
تجربهای فراتر از انتظار بسازید، دلیلی برای حرف زدن بدهید، معرفی را آسان کنید، برنامهی معرفی منصفانه داشته باشید، به شکایتها خوب رسیدگی کنید و تبلیغ را شروع گفتگو ببینید. دربارهی تبلیغات اینفلوئنسری هم بخوانید.
رکلامچی